تجربه تمدنی مسلمانان از بهترین ذخایر برای تحول علوم انسانی است

به گزارش هفته علمی تمدن نوین اسلامی به نقل از شبستان، حجت الاسلام والمسلمین محسن الویری، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در دومین روز از گفتمان نخبگان علوم انسانی که در دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد، با اشاره به اهمیت بهره مندی از تجربه مسلمانان اظهار کرد: یکی از مشکلات متعارف جامعه کنونی ما این است که از تجربیات پیشینیان آگاهی نداشته و از آنها بهره نمی گیریم.

وی گفت: بسیاری از پرسش های امروزی ما مسأله ای نوپدید نیست و این سؤال ها برای پیشینیان نیز بوده است. دانش تاریخ به عنوان یکی از رشته های علوم انسانی نیازمند و در معرض تحول است و تجربه ثبت شده مسلمانان در قلمرو تمدن قبلی می تواند به عنوان یکی از سرچشمه های علوم قرار گیرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان این که داشتن تاریخ و آگاهی های تاریخی ما مدعی ارائه الگو است، تصریح کرد: تجربه تاریخی مسلمانان(تمدن اسلامی) به عنوان یکی از سرچشمه های تحول بر علوم و در زمره مدعیان ارائه الگویی برای چگونگی اسلامی سازی آن است.

وی به منطق پیدایش و رشد علم در تمدن اسلامی پرداخت و گفت: علم در دوره اسلامی از یک منطقی تبعیت می کرد؛ در ابتدا علم قرآن و سنت نبوی بود، سپس علومی که در خدمت اینها بود به تدریج رشد علوم مختلف مانند قرائت، حدیث، سیره و تاریخ، لغت، فقه، اصول فقه و … را سبب شد و همه اینها محدود به قرآن می شد.

*منطق پیدایش هر یک از شاخه های علوم

حجت الاسلام والمسلمین الویری گفت: تشویق پرداختن به علم در آموزه های اسلامی و برآوردن یکی از نیازهای جامعه دینی، منطق پیدایش هر یک از شاخه های علوم بود و با این منطق علم گسترش پیدا کرد.

وی با اشاره به اینکه برای برآوردن نیازها، مسلمانان خود را به نیازهای دینی محدود نکردند، اظهار داشت: برای مدیریت جامعه نیازمند آگاهی هایی بودند، بنابراین، به علوم رایج در بین مسیرهای تازه فتح شده توجه کردند، این منطق سبب گسترش علم در جامعه اسلامی شد.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) به تقسیم بندی علوم در تمدن اسلامی از نظر خاستگاه اشاره کرد و گفت: علوم به دو دسته اصیل و دخیل تقسیم می شوند: علوم اصیل به علوم با خاستگاه درون دینی گفته می شود؛ اینکه آیا از درون اسلام برخاسته بودند؟ علم حدیث و قرائت و امثال اینها معنا ندارد که وارداتی باشد. علوم دخیل دانش هایی با خاستگاه برون دینی گفته می شود که از جمله آنها می توان به علم نجوم، فیزیک، پزشکی و جغرافیا اشاره کرد که علوم وارداتی هستند.

وی افزود: تفاوت علوم اصیل و دخیل از نظر اسلامی بودن و امکان اطلاق دینی اسلامی بر آنها این است که علوم درون دینی با بایستگی های یک جامعه دینی سازگاری دارند، اما علوم برون دینی باید با بایستگی های یک جامعه دینی سازگار شوند.

*فرآیند سازگار شدن دانش های برون دینی با بایستگی های جامعه اسلامی

حجت الاسلام والمسلمین الویری ابراز کرد: فرآیند سازگار شدن دانش های برون دینی با بایستگی های جامعه اسلامی شامل تغییر کارکردها در مسیر برطرف کردن نیازها، تغییر غایت و اهداف، تغییر روش ها و ابزارها متناسب با کارکردها و تغییر مبانی می شود. این ۴ مبنا دائما با آموزه های اسلامی تعامل برقرار می کرد و این تعامل مستمر، سبب شد که علم با اینکه خاستگاه برون دینی داشت، به علم سازگار با جامعه دینی تبدیل شود.

وی تصریح کرد: تعریف علم بر اساس تجربه تمدن اسلامی به معنای علم برآورنده نیازهای یک جامعه دینی که کارکردها، اهداف و روش ها و ابزارهای آن با آموزه های دینی سازگار و مبانی برآمده از آموزه های دینی است.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان کرد: ویژگی ها و تأملات علم دینی در تجربه تمدن اسلامی شامل عدم تمایز بین علوم انسانی و غیر آن، دخالت ندادن خاستگاه جغرافیایی دانش در اسلامی بودن یا نبودن آن، برخورداری از ظرفیت تحلیل گذشته و تجویز برای آینده، فرآیند نگر بودن و در نتیجه قابل جمع بودن با برخی دیدگاه ها درباره چیستی علم دینی، کاربردی و سازگار بودن با آموزه هایی مثل پرهیز از علم لاینفع می شود.

انتهای پیام/